العلامة المجلسي

1122

حياة القلوب ( فارسي )

ايشان را « 1 » . وبه سند موثق منقول است كه حسن بن فضال از امام رضا عليه السّلام پرسيد كه : چرا أصحاب عيسى را حواريان مىگويند ؟ فرمود : مردم مىگويند كه ايشان را براي آن حواري مىگويند كه ايشان گازران بودند وجامه‌ها را به شستن از چرك پاك مىكردند وسفيد مىكردند ، ومشتق است از خبز حوار يعنى نان سفيد خالص ، ما أهل بيت مىگوئيم كه براي اين ايشان را حواريان گفتند كه خود را وديگران را به موعظه ونصيحت از چرك گناهان واخلاق بد پاك مىكردند . پرسيد : چرا اتباع آن حضرت را نصارى مىگويند ؟ فرمود : زيرا أصل ايشان از شهري است از بلاد شام كه آن را « ناصره » مىگويند كه مريم وعيسى عليهما السّلام بعد از برگشتن از مصر در آنجا فرود آمدند « 2 » . مؤلف گويد : آنچه در اين حديث وارد شده است اشاره است به آنچه نقل كرده‌اند مورخان ومفسران كه : چون « هيردوس » پادشاه شام خبر ولادت حضرت عيسى عليه السّلام وظهور معجزات آن حضرت را شنيد ودر نجوم ديده بودند كه كسى بهم خواهد رسيد كه دينهاى ايشان را بر هم زند ، ارادهء قتل آن حضرت كرد ، پس حق تعالى ملكي را فرستاد به نزد يوسف نجّار كه پسر عمّ مريم عليها السّلام بود ومحافظت أو وعيسى وخدمت ايشان مىنمود كه مريم وعيسى عليهما السّلام را به مصر ببرد ، وچون هيردوس بميرد به بلاد خود برگردند . پس يوسف ايشان را به مصر برد ( وأكثر ايشان ربوه را كه در آية وارد شده است به شهر مصر تفسير كرده‌اند ، ومعين را به نيل مصر ، وگفته‌اند كه : دوازده سال در مصر ماندند ومعجزات عظيمه از آن حضرت در آنجا ظاهر شد ) . چون هيردوس مرد خدا وحى كرد كه برگردند به بلاد شام ، پس برگشتند ودر ناصره نزول اجلال فرمودند ودر آنجا تبليغ رسالت الهى نمود « 3 » . در حديث معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : حواري عيسى عليه السّلام

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 350 . ( 2 ) . علل الشرايع 80 ؛ عيون أخبار الرضا 2 / 79 . ( 3 ) . كامل ابن أثير 1 / 312 ؛ تاريخ طبري 1 / 351 .